"
بە جووە دریزە کیش و بیلکانە کاوە وە سترە،بە رە لوعینە کە ش بە تە قە تە ق کەردۆ.تە ماشە و کوڵانە کیش کە رد،کە س دیار نە بی.بە رە کە ش داپۆ و بەڕەمەڕەمالی کولانە باریکە کیش پرنا.
یاوا وە روو دووکانا،خە لکی فرە جابی.ھە ر ئادشا دی دە سشا کە رد خوای!زارولا دە ورە دا و قیرنینی:عە بە خیر بە ی ، عە بە شیت!
عە بە ھە ر خوای خوی...!
...
جووە کیش وستیبی بە ین و بایاش و رە میو توزە کە ری!ھانیوە ناسک و زە ریف کوشیوە نە بی،لوا سە رش و دە سش کە رد ئاو واردە یو.
تە ماشە و ئاسمانیش کە رد و دە سش تە کنا بە ی روجیاریو جە نیش قسی کە رد.(ھە ر دە م جولنیوە،کە س نە زانی جیش ماجو)!
بری زارولی ئامی بە یلایش،عە بە دیا کردیرە و ئاویش پژکنا وە نە شا. یو جە کورە کا لوا دلی ئاوە کیو دە سش کە رد ئاوچژ کنای وە نە و عە بە ی.عە بە وە شیینە ورئیوە و خوی!
گرد و زارولە کایج شونە و رە فیقە کە یشارە لوی،دە سشا کە رد ئاو بازی جە نی عە بە ی!
عە بە بە کردوو ھیزیشو پڕی بە ی ئاسمانی و دوبارە ئیوە زە مین،جار جاری دە س تە کنی بە ی روجیاری(ئە جی واجیش بە نە،بو بە ی ئگکە ی)!
یو جە کورە کا برا کوڵی عە بە ی.عە بە بیسە و ئە سپَیوە دە سش کە رد بە ورپڕای.(زارولە کا ئە جو دە وروو فریشتە یشا دان)!
کە م کە م بلووسکە وارانیج ئاما بە یلایشا!
عە بە کورە کە ش وسترە،ھە ولە دی بلووسکە وارانە کی کیرو باوشیوە.زارولە کایج شوونیشرە ھە ولە دینی بلووسکە وارانە کی گیرا و ماجش کە را!بە لام بلووسکە وارانە کی ناز کە ری و نە لی باوشی ھیجکامی...!
قلە قلوو زارولا لوی تا ئاسمان.
بری پەنجە رە وە سە رە شا زنیوە بزانا جیشا؟!
ئایشایج کە عە بە و زارولە کاشا دیی،دە سشا کە رد خوای...!
...
بلووسکە وارانە کی کومە بیە.
عە بە نیشترە و زارولە کا لوی.
روجیار کە م کە م نیشانیشی!
عە بە مات تە ماشە و ھانە کە ی کە ری.
دنیا ساکتە و ماتە بیە.
...
عە بە نە ماش جووە کیشوو و لواوە کولانە باریکە کیرە.
بە رە کە ش باز کە رد و لواوە بلکانە کارە،حە وشە نە دە س و باش شورت...!
یانە وجکلە کە ش تاریک بی،جراوە کیش کیسنانە.جووە کیش نیا کوشیوە و یانە کە یش و جلە شرە کاش وە تیش و کجی و بانتولی جە رمە ش کە ردنە.
لوا لاو بە نجە رە ی،دە کاکی بنە و سە ختە کانە بە جراتورە کاوە ویش برمانی.
عە بە لوا وە روو جامە کە یوو ویش تە ماشا کە رد,ھیناسیوە ش کیشت و واتش...وە شلە یم با کە سی شیتا.
نوشته شده توسط امید اداک در دوشنبه سی ام بهمن 1391 ساعت 22:15 موضوع | لینک ثابت
عصر واقعيتهاي مجازي و جنگ رواني اخير آمريكا
مقدمه
هر چند از گذشتههاي دور، صاحبان زر و زور همواره، اخبار، اطلاعات و واقعيتها را
تحريف ميكردند، به طوري كه برخي از واقعيتها را وارونه مطرح مينمودند تا با اغفال مردم تحت حاكميت خويش، جايگاه رفيعشان را مستحكمتر و سلطه و اقتدارشان را ديرپاتر كنند، اما در هيچ زماني، به اندازه امروز، اين روند اين چنين آشكارا و مداوم نبوده است.
نوشته شده توسط امید اداک در دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت
پوشاک مردم ایلام :
پوشاک مردم ایلام بشراز همان اغاز تشکیل گروههای کوچک اجتماعی به واسطه ی قدرت تفکر وتصمیم گیری عقلانی مسیر زندگی را زا شیوه ی زیست حیوانی جدا ساخت وعلیرغم ضعف جسمانی توانست اندک اندک طبیعت پیرامون خویش را مورد شناسایی قرار داده وبا درایت از مواهب آن بنا بر مقتضیات وشرایط زمان ومحیطی بهره گیرد. لذا غارها را سکونتگاه خویش قرار داد و از منابع غذایی جنگلی وحیوانی تغذیه نمود واز پوست حوانات تن پوش زمستانی ساخت ودر سیر حیات انسان از مراحل اولیه تا کنون پوشاک نیز در کوران زندگ وتحت فرهنگ هر جامعه تغییر ها نمود ومُدهای بسیار را پُشت رگذاشت ودر عصر حاضر نیز علیرغم اشاعه فرهنگ وتعامل اجتماعی وفرهنگی جوامع انسانی هنوز هم لباس وپوشاک یکی از مشخصه ها وتمایزات فرهنگی بین گروههای انسانی واقوام مختلف به شمار می رود . در قلمرو سیاسی فعلی ایلام اگر چه در گستره ی دنیای اطلاعات واطلاع رسانی سرزمینی بسیاری کوچک می نماید، اما تحت آداب ورسوم ، عرفها وسنت ها هنوز هم پاره ای از عناصر لباس وپوشاک برخی گروهها تمایزات فراوانی را با دیگران در همین قلمرو را نشان می دهد. اگر چه لباس خود بخشی از فرهنگ هر می باشد ولی بواسطه ی ارتباطات وتعاملات فرهنگی و غیره این ویژگی فرهنگی مردم ایلام به سوی یکنواختی گرایش یافته وتفاوتها به
نوشته شده توسط امید اداک در پنجشنبه نهم دی 1389 ساعت 14:41 موضوع | لینک ثابت
اگرلوح کورش هخامنشی دزدیده شد ! چه می شود ؟
اسفندیار رحیممشایی: ببرند. ببرند ببینیم چهکار میتوانند با آن انجام بدهند. هر جای جهان که باشد، لوح کورش، لوح کورش است و متعلق به فرهنگ و مکتب ایرانی. تازه مگر چقدر تا پایان جهان باقی مانده است که بخواهند از آن استفاده کنند؟ چیزی به آخر دنیا نمانده.
دکتر محمود احمدی نژاد (رئیسجمهور): طوری نیست. خدا را شکر میدانیم روی آن چه نوشته. یک تکه گل که مهم نیست. سند و مدرکش موجود است. هم عکس داریم، هم فیلم. میدهیم همین جوانهای پرشور و متخصصان داخلی به دست توانمند خودشان عین همان را دوباره بنویسند. بهتر از روز اولش. مملکت متخصص که کم ندارد. مشکلی نیست. یک بحران است که حل میشود. اینکه چیز تازهای نیست. مگر قبلاً چیز نبردهاند از مملکت؟ مملکت تعطیل شد؟ بحران پیش آمد؟ مگر قبلاً ممه را لولو نبرد؟ اتفاقی افتاد؟ یک نفر کمبود حس کرد؟ نکرد! این هم مثل همان. طوری نیست. سهسوته حل میشود.
عطاالله مهاجرانی: سنگ آن آدمکش ! گم شد که شد ! چه فرقی می کند؟ به قول فلان حکیم آزاده ! اخلاق در سنگ نیست در باد و مسیر آن است .
روزنامه کیهان: بروید خانه دلالان رابطه با آمریکا و نفوذیهای معلومالحال اندیشههای ضدانقلابی در دولت را بگردید تا ببینید چی کجاست.
عبدالکریم سروش: مولانا در هیچ نثر و نظمی از کورش و لوحش چیزی نگفته در عالم عرفان و سلوک به آن لوح نیازی نیست و اگر بخواهید من صد هزار لوح می نویسم !
روزنامه جوان: این لوح الان در گنجه اتاق عقبی طبقه دوم خانه هاشمیرفسنجانی نگهداری میشود. دیشب فائزه و فاطمه سر اینکه لوح مال کدامشان است، دعوایشان شد و ضمن گیس و گیسکشی سه بشقاب مربوط به دوره ملکه ویکتوریا را که در آن غذا میخوردند، شکستند. هاشمیرفسنجانی هم عصبانی شده و با لگد به زیر لوح مربوطه زده که سبب خرد شدن آن شده. همسر هاشمی هم لوح را با جارو و خاکانداز جمع کرده در کیسه زباله ریخته و فرستاده در خانه زهرا رهنورد که او هم در را باز نکرده و گفته ببرید در خانه کروبی که شوهرم را بدبخت کرد.
خبرآنلاین: روزنامه جوان در این باره نوشت: «این لوح الان در گنجه اتاق عقبی طبقه دوم خانه هاشمیرفسنجانی نگهداری میشود...»
حمیدرضا بقایی: خدا را شکر که خود کورش هنوز هست. ما باید مواظب باشیم ایشان را دزد نبرد. مگر قبلاً نمیخواستند همین کار را بکنند و ایشان را بدزدند که بحمدالله خنثی شد توطئهشان؟
هاشمی رفسنجانی: باید احتیاط کنیم این مسئله بسیار مشکوک است این کار ، کار بسیار ناشایستی بود باید آن را جدی بگیریم .
ارد بزرگ: میهن پرستان بیست و یک کشور حوزه فرهنگی ایران باستان بویژه افغانستان و تاجیکستان تا یافتن این گوهر بی مانند سیاهپوش خواهند بود .
آمریکا و اروپا: این را محکوم و سفرای خویش را فراخواندن و از ایران خواستند در طرح صلح خاورمیانه شرکت کند و یا لوح کورش را پس دهد!.
چین و روسیه: تصمیم گرفتند دیپلمات های اقتصادی خویش را در تهران دو برابر کنند و تاکید کردند موضوع سرقت لوح کورش در شورای امنیت بررسی شود !و باید از اقدامات یکجانبه دوری گزید .
علی صالح آبادی: متاسفانه شاخص قیمت سهام در همه سبدهای موجود سقوط کرده است .
علی لاریجانی: به قول شاعر
نقل افتادن هیکل نیست، هیکل بالیست
حشر دیوان سلیمان است، خمها خالیست
اگزیستانس و گوهر انسان کجاست؟ اما اگر کسی مختصر عقلی هم برای ما قائل باشد، درمییابد که بلاوجه نیست در این باره مبتهج نباشیم که هیچ، اندوهگین هم بشویم. دوستان بعضاً گمان میکنند که در لازمان و لامکان بهسر میبریم اما اینطور نیست. قصدم نیتخوانی نیست. گردنکشی در برابر قانون را هم بلاوجه میدانم اما قطع به یقین مطمئنم که شما هم نفهمیدید که منظور نظر ما در اینباره چه بود. چندان که خودم نیز در اینباره چون شمایم... اصلاً چرا از من میپرسید؟ روزگاری که مجلس در رأس امور بود، باید حرف میزدید با من. الان که ماجرا بلاوجه است. خودتان یکجور نیتخوانی کنید و عوض بنده اعلام موضع نمایید اما با درنظر گرفتن مختصر عقلی برای ما.
فدراسیون فوتبال: کلیه بازیکنان و مربیان تیم های ورزشی یک ماه حقوق خویش را برای جبران این خسارت ملی اهداء نمودند.
مهدی کلهر: داستان روشن است. موسوی و کروبی و خاتمی شبانه آمدهاند خیابان سیتیر. خاتمی قلاب گرفته، موسوی و کروبی با قنداق کلت کمری کالیبر 35 زدهاند پنجره را شکستهاند و رفتهاند توی موزه. موسوی لوح را برداشته، داده به کروبی. او هم لوح را زیر عبایش قایم کرده. بعد هم سه نفری با هم فرار کردهاند.
القاعده: خوشحالیم که یکی دیگر از بت ها موجود دنیا گمشده و همانند مجسمه بودا ! فرو ریخت .
بیانیه جمعیت دفاع از بهطور کلی: بار دیگر در شرایط کنونی دست پلید استکبار جهانی از حلقوم عناصر داخلی بیرون آمد... لذا فردا همه مردم ایران به خیابانها خواهند آمد و یکصدا فریاد برخواهند آورد که: «لوح ما رو پس بدین».
محسن رضایی: هنوز دزدیده شدن لوح برای بنده محرز نشده. لذا در این مورد نظری ندارم. ضمن اینکه از وجود این لوح در ایران هم اطلاع چندانی ندارم.
شهرام شکیبا: واعجبا ، وقتی طنز مرا در روز روشن می دزدند . دزدیدن لوح کورش که کاری ندارد !
کورش : چرا نمی گذارید آسوده بخوابم ای کاش برای شما لوحی نمی نوشتم که این قدر پریشانم نکنید .
پایان
نوشته شده توسط امید اداک در سه شنبه هفتم دی 1389 ساعت 15:10 موضوع | لینک ثابت
مقدمه
ازآنجا که اندیشه دینی ، نخستین عقیده فلسفی است که در بین انسان ابتدایی در قدیم الایام پیدا شده و از روزگار باستان به علت توجهی که بشر به ماوراء الطبیعت داشته ، این فکر در ذهن او ظهور کرده است و کم کم گسترش یافته و تمدن اولیه ی بشر را تشکیل داده است پس مطالعه در افکار دینی ملل ، ما را از تحولات فکر بشر در دورانهای مختلف و در جوامع گونا گون اگاه می سازد. ودیگر اینکه در می یابیم که افکار امروزی ما از چه مبدأیی نشأت گرفته و تا چه حد افکار دینی جوامع مختلف در یکدیگر تأثیر داشته است. و نیز اقالیم گوناگون جغرافیایی و محیط زیست چه تأثیری در پیدایش و یا توسعه ی یک دین داشته است. همین محیط اجتماعی است که در طول تاریخ توانسته است شارعین و پیغمبرانی را که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر مثبت یا منفی افکار زمان خود بوده اند ، به وجود اورد .
بنا براین مطالعه در تاریخ ادیان ما را از تحولات فکری بشر در زمانها و مکانها ی مختلف مطلع می سازد، منشأ افکار و اعتقادات اجتماعی را روشن می نماید.از این راه تاریخ ادیان باعث گسترش و تغذیه علومی چون فلسفه،جامعه شناسی،تاریخ وجغرافیای انسانی و غیره خواهد شد،و نهایتآ انسان با کمک ان در تربیت نفس می کوشد و معرفت به حقایق جهان و افرینش پیدا کرده و بدین وسیله نیازهای درونی خود را بر طرف می سازد و به مرحله ی کمال انسانیت و معرفت الاهی می رسد.
دیانت و معتقدات کردان
بیش تر کردان اکنون مسلمان و پیرو مذهب شافعی اند به استثنای برخی عشایر کرمانشاه و ایلام وقصر شیرین وبیجارولرستان که شیعه هستند . کردهای کرند وصحنه وگهواروهم پیرو مسلک یارسیان یا اهل حق اند وعده ای از کردان هم پیرو مسلک ایزدی هستند .
عده ای ازکردان هم پیرو آیین مسیحی وکلیمی و زردشتی اند. برخی از طوایف کرد نیز اعتقاد به وبدلیس است.
کردان عموما قبل ازاسلام زردشتی بوده اند ودر بیش تر مناطق کردستان اتشکده بوده ونام طایفه بهدینان هم گواه ان است که کردان قبل از مسلمان شدن دارای دین بهی بوده اند. در تخت سلیمان که کردان در آن ساکنند اتشکده ی آذرگشسب وجود دارد که این اتشکده هزار سال افروخته بود وان را اتش پادشاها می نامیدند.پادشاهان ساسانی کرارا پیاده به زیارت ان می رفتندو از اتش ان اتشکده ی کوچک را می افروختند .الان هم طوایف زیادی وجود دارد که بقایای دین قبل از اسلام را در خود نگهداری کرده اند مانند:یارسان ها، ایزدی ها ، شبک ها ، صارلی ها و بجوران ها که کتاب ها ی آیینی ومقدس آنها به زبان کردی است .
کردان قبل از اینکه به آیین زردشت بگروند عناصرمختلف طبیعت رامی پرستیده ،در اغاز طبیعت رامقد س دانسته ومظاهر طبیعی چون: نباتات ، ستارگان ، اسمان و عناصر چهار گانه یعنی:اب وخاک وباد و اتش و خورشید رامورد تقدیس قرار می دادند .
در کتاب دایرة المعارف اسلامی آمده است که کردان پیش ازاین که به آیین زردشت گرایش پیدا کنند خورشید،ماه،ستارگان،آب،اتش،بادوخاک راپرستش می کردند وسپس ایین زردشت را پذیرفتند.وجوداتشکده های کهن در کردستان مانند اتشکده اذرگشسب درافشارو اتشکده ی هرمزگان درشهر زورو اتشکده پاوه واقع در شهرستان پاوه واتشکده حلوان، مبین این است
که کردان زردشتی بوده اندو هنوز هم بااین که کردان مسلمان هستند برخی از راه و رسم زردشتی در میان انها رایج است ؛ازجمله سوگندخوردن به اتش و اجاق وافروختن آتش بر بلندی ها وبرگزاری جشن نوروزوسده ومهرگان.
پروفسورمینورسکی می گوید :کردان در گذشته دارای ادیان ومذاهب گوناگونی بوده اند، اگر چه اکنون اکثرآنان مسلمان وپیرومذهب شافعی اند، اما در گذ شته عده ای ازآنان ماه وخورشید وعناصر طبیعی را می پرستیدند وعدهای هم مهری بودندواکنون عده ای ازکردان ایزدی، یارسان، شبک، صارلی و زردشتی هستند. درکردستان عراق هم عده ای از کردان مسیحی و کلیمی زندگی می کنند.
کردان پس از پذیرش اسلام پیوسته نغمه های مخالف سر مثال می دادند،برای مدتی ازخوارج حمایت می کردند وکمک های که به شورشیان زنگی در بصره رسیم آذربایجان می کرده اند؛در کتب تاریخی مذکور است بنابه قول مسعودی؛کردهایی که دراذربایجان پراکنده اند جز خوارجند که به خلافت علی بن ابی طالب اعتراض داشتند؛ اما عده ای از کردان نیز مذهب شیعه را قبول کرده اند. در زمان الجایتو یک نفر در کردستان ادعای مهدویت کرد.
بازیل نیکتین می نویسد: با اینکه اکثر کردان مسلمان وپیرو مذهب شافعی هستند؛اما بسی ازطوایف در ایران به تبعیت سایر ایرانیان شیعی مذهب اند مانند: لرها، کلهرها،شادرلیها،باوه لی ها،کژه شلی ها،کلیایی ها؛سنجابی ها،لک ها؛ وعده ای ازطوایف کرد در بجنورد و گز و قوچان.
کلیه طوایف کرد در گذشته وحال در همه چیز ازجمله دین ومذهب پیرو یک ایین بوده اندو اگر اختلافی در برخی عقاید ان ها مشاهده شده است، محدود به محدودی از طوایفی بوده است که تحت تاثیر اعتقادات دینی همسایگان قرار گرفته اند.
کردان با ظهور اسلام در قرن اول هجری پس از تحمل مصایب وتلفات و خسارات زیاد سرانجام دین اسلام را پذیرفتند وبه مناسبت همجواری با اعراب مسلمان ، تابع مذهب شافعی شده اند که سپس بیش تر ایرانیان این مذهب را پذیرفتند و ان را گسترش دادند
آیین های کردی
اهل حق: پیروان اهل حق که به آنان یارسان هم می گویند فرقه ای هستند باطنی که به دونادون یاتناسخ اعتقتد دارند این فرقه را در اغاز اسلام شخصی به نام بهلول ماهی که در سال219هجری فوت کرده ،پدید اورده است او با یاران لرستانیش در کرمانشاه این مسلک را رواج داد. او ویارانش سرودهایی سروده اند که با همراهی تنبور آن ها را در کتابی به نام دوره ی بهلول جمع اوری کرده اند .
درسده ی هفتم وهشتم هجری شخصی به نام سلطان اسحاق ظهور کرد. او این مسلک را تجدید کرد وبرای همین اورا مقنن ومجدد آیین یارسان می دانند .
او ویارانش کتابی به نام سرانجام سرودند که دارای شش جز به نام های :بارگه بارگه ، دوره ی هفت وانه ، گلیم وکول ، دوره چهل تن ، دوره عابدین و خرده سرانجام است .
او یاران وپیروانش را به پانزده دسته تقسیم وبرای هر یک وظیفه ای معین کرده است که عبارتند از فرشتگان چهار گانه، هفت تن ، هفت وانه، یاران قول طاووس، هفتادو دو پیر، هفت خلیفه،هفت خادم ، هفت تنان، چهل تنان،نودو نه پیر ،شصت وشش غلام کمر زرین، هزارو یک بنده خواجه مانند ، بیور هزار بنده، بیونده بنده.
اهل حق از دو گروه تشکیل می شوند : 1.چکیده: یعنی انهای که پشت اندر پشت به اهل حق سر سپرده بوده اند. 2.چسپیده: یعنی انهای که بر اثر بیداری باطن به مسلک اهل حق گرویده اند .
اهل حق مراسم های دیگری دارند که باید برگزار کنند مانند : بنای خاندانها، انعقاد جمع، اداب ومراسم جوز شکستن، سر سپردن ، وظایف پیر ودلیل ،گرفتن سه روز روزه در سال .
اهل حق دارای یازده خاندان اند بدین گونه: شاه ابراهیمی ، بابا یادگاری، عالی قلندری، خاموشی، مصطفای ، میر سوری، حاجی با ویسی ، شاه ایازی، اتش بیگی ، بابا حیدری.
رهبران خاندان های یازده گانه را سید می گویند وسید کسی است که از فرزندان این خاندان ها باشد ویکی از وظایف سادات خواندن دعای نذر ونیاز است. این مسلک بیشتر در اذربایجان، کرند ، صحنه، کرمانشاه، پاتاق،رود هن، جاجرود ،رامین، میاندوآب، تبریز و خانقین طرفدار دارد وهمگی با سبیل های مورب در خفا به راه وروش های آیینی خود مشغولند.
طریقت نقشبندی
بیشتر کردها تابع مسلک درویشی هستند و طریقه ی نقشبندی در قرن هشتم هجری در کردستان گسترش یافت این طریقت را شیخ بهاء الدین محمد نقشبند بنیان گذار نمود. او به سال 717 هجری در دهکده ی کوشک هندوان در بخارا متولد شد وبه سال 791 هجری در باودین بخارا درگذشت. این طریقت بعدها در سراسر ممالک اسلامی گسترش پیدا کرد .
مولانا خالد نقشبندی( 1242/1913 هجری) این طریقت را در کردستان انتشار داد،و عبدالصمد تو داری می گوید طریقت نقشبندی ، در قرن هشتم هجری در کردستان وجود داشته است.
مولانا بهاءالدین مریدان بسیاری داشت که مشهورترین انها خواجه علا ءالدین عطا ، و خواجه محمد پارسا بودند طریقه ی وی به بایزید بسطامی سال 188/261 هجری می رسد واز اثار او کتابهای : دلیل العاشقین در تصوف ، حیات نامه در نصایح و مواعظ است.
طریقه نقشبندی متابعت سنت رسول الله(ص) وحفظ شریعت ودوری از بدعت است که به دو طریق انجام می شود وان طی مراحلی از که سالک با رهبری یکی از مشایخ ان را می گذراند و تحت نظر او مراتب سیر سلوک را انجام می دهد اگر سالک آداب و رسوم را از مرشد کامل فرا بگیرد به این تربیت به او روحانی گفته می شود.
در راس این طریقت شخصی وجود دارد که به او شیخ وپیرو مرشد می گویند. واین شیخ دلیل ومرشد مریدان است وهر مریدی باید سلسله طریقت وشیخی که او را در تصوف و خدا شناسی یاری می کند بشناسد.
پس از ان که مرید در محضر شیخ اعلام پشیمانی و توبه از گناه خود کرد طریقت را به وسیله ی دلیل فرا می گیرد و اگر در بجا آوردن تعالیم و احکام و دستورات مربوط به طریقت کوتاهی نکرده واستعدادی در این مورد از خود نشان داد به مرتبه خلیفه می رسد خلیفه به معنای قائم مقام شیخ می باشد وشخصی که خلیفه می شود می تواند احکام و تعالیم طریقت را به مریدان تلقین کند . اگر شخصی مدت زیادی در مقام خلیفه ماند وکرامتی از خود نشان داد به مقام و پایه شیخی می رسد و دلیل کامل شناخته می شود به دین طریقت هر شیخی با اجازه شیخ قبلی به مقام رهبری می رسد . و مشایخ این طریقت حلقه اجازه ی طریقت را به ابوبکر صدیق وعلی می رسانند.
درکردستان به پیروان طریقت نقشبندی صوفی می گویند و صوفی شدن منحصر به جنس مردان نیست، بلکه زنان هم میتوانند اجازه ی طریقت از شیخ بگیرند مشروط بر آن که مرشد خلیفه ی آنان زن باشد.
مکانی که شیخ آن مرکز خود می سازد تکیه یا خانقاه نامیده می شود. این مکان محل تجمع صوفیان است که در ان جا به ریاضتهای نفسانی و اشتغالات طریقتی خاصی ذکر می پردازند. مرید پس از مدتی آزمایش به جرگه ی اخوت صوفیان راه یافته و پذیرفته می شود و در این موقع شخصی به مرید خرقه می پوشاند . صوفی باید این خرقه را مادام العمر بر تن داشته باشد مریدان اراده خود را نادیده انگاشته و مطیع خاص شیخ خود می شوند و مریدان در محضر شیخ به گناهان خود اعتراف و در برابر او توبه می کنند.
پیروان طریقت نقش بندی، عرفان و وصول به حق را در تفکر وسکوت می دانند و از قید و قال و رقص پرهیز می کنند و معتقدند: فکر کردن بهتر از عبادت است.
صوفیان شبهای جمعه در خانقاه جمع می شند و به هنگام ذکر و زانو حلقه وار می نشینند و چشم ها را می بندند مدتی در تفکر فرو می روند، لب فرومیبندند و در شیخ فنا می شوند. این حالت را به اصطلاح رابطه می گویند زیرا به این وسیله با شیخ خود رابطه برقرار می کنند. و پس از ان شیخ هر کس را نیازمند ارشاد بداند در نظر گرفته و دو زانو در برابرش می نشیند و قلب خود را متوجه او می سازد و به عبارت دیگر به تعلیمات روحی او می پردازد و این عمل را توجه نامند اگر توجه موثر باشد مرید مرتعش شده و گاهی از خود بی خود می شود ضجه می زند و این حالت را جذ ب گویند .
بازیل نیکیتین می نویسد : از میان شیوخ نقشبندی شایسته است به نام مولانا خالد نقش بندی اشاره کنیم بی آنکه دارای نقشی سیاسی بوده باشد . او نفوذ معنوی فوق العاده ای در میان مریدان خود داشته است و این مرد که از اهالی شهرزور بوده، پس از تعلیم علوم اسلامی در سلیمانیه به تدریس پرداخت و شبی شیخ عبدالله دهلوی را در خواب دید سپس به خدمت شیخ عبدالله رفت و پس از مدتی ریاضت از او خرقه گرفت و سپس به شهر زور بازگشت و به ارشاد مردم پرداخت . وی به شام رفت و مردم آنجا را هم ارشاد کرد و در همان جا وفات یافت.مرقدش در صالحیه از قصبات دمشق است.
طریقت قادری
طریقت قادری منسوب به شیخ عبدالقادر گیلانی است که به قطب اعظم و غوث گیلانی معرف می باشد. و این طریقت در آغاز در منطقه زهاب انتشار یافت و اکنون این طریقه در بیشتر شهر ها و روستاهای کوردستان در بین ایالات و عشایر کورد گسترش یافته .نخستین کسی که به این طریقت توسعه داد ، سید اسماعیل قازانقایی 1103- 000 بود که ابتدا به بغداد رفت و در سلک طریقه ی قادریه درامد . بعد از مراجعت در ده قازانقایه اقامت گزید و مردم کوردستان از او پیروی کردند. شیخ معروف نودهی 1166-1254 ه.ق هم از مشایخ این طریق است او طریقه ی قادری را از شیخ علی دولبمو اخذ کرد و سرار زندگی اش را به گسترش این طریق و تدریس و تألیف و ارشاد مردم به سر برد .
کسی که بخواهد درویش قادری بشود باید دو زانو در برابر شیخ بنشیند و دست راست خود را در دست شیخ بگذارد و نخست باید توجه کند و در برابر شیخ پیمان ببندد که مرتکب گناه نشود. و ان چه را شیخ صلاح بداند انجام بدهد و مرید باید در اغاز نام خدا و پیامبر و سلسله ی مشایخ را ذکر کند.با مردم به عدل و داد و انصاف رفتار کند. به کسی ستم نکند و کسی را نیازارد و موی سرش را نتراشد و همیشه پاک و پاکیزه باشد و بعد از بیعت باید سه روز روزه بگیرد و هشتاد هزار بار (لا اله الا الله ) بگوید و بعد از هر نماز صد بار (استغفر الله) بر زبان بیاورد .
نوشته شده توسط امید اداک در شنبه بیست و هفتم آذر 1389 ساعت 9:26 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
عشق + عبرت
وب سایت رسمی روستایی بانه وره
دانلو mp3 قران کریم (یاسین کریمی)
ابراهيم حسين زاده
زهرا..اندکی تامل
پیوندهای روزانه
دنیای اقتصاد
جشنواره های ادبی ایران
وضعیت مدیریت اجرایی در ایران
پیری زاده مدیریت اجرایی
مدیریت اجرایی
دانش مسایل روز
اجرایی
عروس زاگروس
خوشه ویستی کوردستان
ژیوای
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY