پیروان طریقت قادری مراسم خود را با شکوه و با حضور عده ی زیادی از مشاهدین انجام میدهند . اتباع این طریقت وصول به حق و درک حقیقت و صفای روح را در قیل وقال و سماع و جنبش و رقص می دانند و عقیده دارند لذت جسم موجب شادمانی روح می شود به همین دلیل در مجالس خود با حضور مرشد د ف می زنند و با آهنگ مخصوصی سر و گردن خود را ابتدا آهسته و به تدریج سریعتر حرکت می دهند و تا اخرین سرعت توانایی این عمل را تکرار می کنند . و این گفتار و حرکات را ذکر می گویند. بعد از آنکه چندین ساعت به این وضعیت ادامه دادند حال پیدا می کنند. و حال به معنی و سرور و شعف عرفانی است. درویش در این موقع بیخود می شود که گویا از وادی باده ی وحدت سرمست شده و انواع و اقسام رفتار خارق العاده از خود نشان میدهند سیخ و خنجر به گلو و شکم و چانه و زبان فرو می کند و این حرکات واقعآ سرسام آور و عجیب است.
پروفسور مینورسکی می نویسد: دوست من د.د.بیلیائیف یکی از این شیوخ قادریه را دیده و پیروان وی بعد از آنکه به مرحلهی حال رسیدند ، شروع به پریدن و به دور خود چرخیدن و سر به دیوار کوبیدن کردند . این منظره ی ترسناک باعث ان شد که یکی از اروپائیان همراه ما از شیخ استدعا نمود که پیروان خود را آرام کند.
در کردستان تهنا دو خاندان مهم شیوخ بوده اند و هر دو با طریقت قادری پیوند داشتند . این دو خاندان عبارت اند از خانداند های برزنجی و شهری و ظاهری .برزنجی ها از همه بیشتر طریقت قادری را در کوردستان گسترش دادند ، شیخ عیسی و شیخ موسی پسران بابا علی همدانی در قرن هشتم ه.ق از همدان به شهرزور آمدند و در روستای برزنجه رحل اقامت افکندند . این دو برادر طریقت قادری را در کردستان جنوبی رواج دادند و سادات نهری دعوی نسب از شیخ عبدالقادر گیلانی دارند .به همین علت انان را گیلانی زاده گویند . برخی از برزنجی ها هم گاه چنین اداعاهایی را پیش می کشند.هر دو خاندان مدعی سیادت هستند .
قادری ها هفته ای دو بار در شب های سه شنبه و جمعه برای برگزاری مجلس در محل تجمع خود خانقاه یا تکیه جمع می شوند. در اطراف شهر مهاباد دو خانقاه قادری وجود دارد یکی مخصوص مریدان شیخ عبدالکریم کپچنه و دیگری مخصوص مریدان اعقاب شیخ بابای غوث آباد و تنها در موارد خاص نظیر دیدار شیخی از شهری دیگر دراویش از خانقاهای یکدیگر دیدار می کنند. از آنجا که هر دو شیخ در جاهای دیگر مقیم اند آینه ها و تشریفات مربوط توسط نوابشان یعنی خلیفه ها به انجام می رسند.
مجالس ذکر قادری در شهرهای مهاباد و سنندج و بانه همه کم و بیش از الگویی واحد پیروی می کنند و طی ذکر معمولآ تعدادی از چراغ ها را خاموش می کنند. این این عمل شاید وصول به حالت جذبه را تسهیل نماید.اگر چه این جذبه بسیار بی ریا باشد و معمولآ دراویش مراقبت می کنند تا آنجا که می توانند پیش از وقت با سر دادن فریاد توجه دیران را به حرکات خود جلب کنند. مهمترین فرد حاضرمجلس خلیفه است و خلیفه مواظب است که درویش ها آسیبی به خود نرسانند . دراویش بر این باورند که کرامت شیخ انها را از گزند و آسیب حفظ می کند .
جشن ها و اعیاد
جشن ها و اعیاد در کردستان دوقسمت هستند: ملی و مذهبی . اصولآ جشن پدیده ای است اجتماعی و فرهنگی که از آغاز تشکیل اجتماعات انسانی در هر زمانی به هر شکل و صورتی در زندگی مردم جای ویژه ای داشته است . جنش ها اتحاد و همبستگی مردم را فراهم می اورند ، چنان که کوردها در کوردستان برای باریدن باران و سرسبزی کشتزارها جشنی دارند و در میان طویف کورد جشنهای زیادی معمول بوده که برخی ازانها عبارتند از :سورانه ی سمنی ، سورانه ی قرشیلان، سورانه ی رزبران.
کردها جشن ها را هر چه با شکوه تر برگزار می کنند از جمله ی این جشن ها :جشن قربان ، جشن رمضان، جشن مولود پیامبر مکرم اسلام ، جشن شب معراج، جشن برات یا نیمه ی شعبان و جشن نوروز. در این جشن ها آداب و رسوم مخصوصی رعایت می کنند. برای مثال در شب معراج مردم در مسجد گرد می آیند و یکی از روحانیون معراج نامه را با آهنگ مخصوصی می خواند. در فواصل اشعار عربی و کوردی در مدح پیامبر و پیشوایان دینی همراه با آهنگ دف و دایره خوانده می شود . در جشن مولود پیامبر مولود نامه می خوانند و چای و شربت و شیرینی پخش می کنند.
جشن نوروز کهن ترین و بزرگترین جشن کوردان است که همه ساله در اغاز فروردین ماه به هنگام تحویل افتاب به برج حمل باشکوه فراوان برگزار می شود. در این روز زن و مرد ، دختر و پسر پیر و جوان در کنار چشمه سارها و جویبارها جمع می شون و به رقص و پایکوبی می پردازند و شادمانی می کنند . پیدایش این جشن بنا به کتاب سرانجام که یکی از کتاب های مقدس یارسان است ، برای آفریده شدن ادمیان است که پایان دوره های افرینش و هنگام نماز ونیایش به درگاه افزیننده جهان می باشد . در ان از شش گاه سا ل یاد می کند که که هر گاهی یکی از افریده های ایزدی پدید امده که ان را در گویش گورانی گاسنبار خوانند یعنی گاه های بار و بردار.
در افسانه های کردی منشأ این جشن را به کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی نسبت می دهند. او در کوهستان های رواندز با اهریمن جنگید و بر او پیروز شد،به این مناسبت ان را جشن نوروز نام گذاری کردند .
افسانه دیگر کردی منشأ نوروز را روز پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک می داند که مقارن بوده است با ایام جشن نوروز . در این موقع نیزبه مناسبت چیره شدن کاوه بر ضحاک تازی همانند پیروزی کیومرث بر اهریمن بر بالای کوه ها اتش افروختند .این رسم ورسوم همچنان در کردستان باقی مانده است.
درجشن نوروز هر کس برای دوستانش هدیه وشیرینی می فرستد وبه نام نوروزانه در صبح نوروز هدیه می فرستند . در برخی از نقاط کردستان نوروزانه را در اخرین روز اسفند و غالبآ در هنگام شب به همدیگر می دهند. از مراسم دیگر روزهای نوروز رسم اتش افروزی است به رقص و پایکوبی و دست افشانی می پردازند .
کردها نخستین روز جشن نوروز را به دید و بازدید می گذرانند و به همدیگر شادباش گویند و همدیگر را می بوسند. شیرینیهای گوناکونی بر خوانی می چینند و سبزی و گندم و کنجد را هم که در پیش آماده کرده اند در میان خوانی می گذارند ، تا بازدید کننده گان از شیرینی ها بخورند . در روزهای جشن مردم پس از ظهر به بیابان ها و دشت ها می روند و به پایکوبی و اسب سواری و بازیهای گوناگون می پردازند .
روز سیزدهم نوروز ،کردان به دشت و دامن می روند و ظرفی را پر از آب می کنند ،با شادمانی به خانه می روند و این آب را مقدس می شمارند. اعضای خامواده یک یک از آن آب می نوشند . در این روز کسانی که صدای خوبی دارندف می آیند و برای مردم ترانه می خوانند. همه ی مردم آرزو دارند که روز 13 آفتابی باشد تا بتوانند از مرغزارها و چمن ها و لاله زارها و دشت های سبز و خرم دید ن کنند . هنگام بامداد سماور و قوری و استکان با خود برمی دارند و روی به دشت و باغ و راغ می کنند در انجا ها به شادمانی می پردازند و تا فرونشستن آفتاب به شادی می پردازند و شب بر میگردند.
منابع
1. ادیان باستانی ایران ،فاروق صفی زاده ،1385،تهران،اوحدی
2. پژوهشی درباره ی دین های ایرانی
3. تاریخ تحلیلی کرد و کردستان
4. ادیان باستانی کرد
مقدمه
ازآنجا که اندیشه دینی ، نخستین عقیده فلسفی است که در بین انسان ابتدایی در قدیم الایام پیدا شده و از روزگار باستان به علت توجهی که بشر به ماوراء الطبیعت داشته ، این فکر در ذهن او ظهور کرده است و کم کم گسترش یافته و تمدن اولیه ی بشر را تشکیل داده است پس مطالعه در افکار دینی ملل ، ما را از تحولات فکر بشر در دورانهای مختلف و در جوامع گونا گون اگاه می سازد. ودیگر اینکه در می یابیم که افکار امروزی ما از چه مبدأیی نشأت گرفته و تا چه حد افکار دینی جوامع مختلف در یکدیگر تأثیر داشته است. و نیز اقالیم گوناگون جغرافیایی و محیط زیست چه تأثیری در پیدایش و یا توسعه ی یک دین داشته است. همین محیط اجتماعی است که در طول تاریخ توانسته است شارعین و پیغمبرانی را که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر مثبت یا منفی افکار زمان خود بوده اند ، به وجود اورد .
بنا براین مطالعه در تاریخ ادیان ما را از تحولات فکری بشر در زمانها و مکانها ی مختلف مطلع می سازد، منشأ افکار و اعتقادات اجتماعی را روشن می نماید.از این راه تاریخ ادیان باعث گسترش و تغذیه علومی چون فلسفه،جامعه شناسی،تاریخ وجغرافیای انسانی و غیره خواهد شد،و نهایتآ انسان با کمک ان در تربیت نفس می کوشد و معرفت به حقایق جهان و افرینش پیدا کرده و بدین وسیله نیازهای درونی خود را بر طرف می سازد و به مرحله ی کمال انسانیت و معرفت الاهی می رسد.
دیانت و معتقدات کردان
بیش تر کردان اکنون مسلمان و پیرو مذهب شافعی اند به استثنای برخی عشایر کرمانشاه و ایلام وقصر شیرین وبیجارولرستان که شیعه هستند . کردهای کرند وصحنه وگهواروهم پیرو مسلک یارسیان یا اهل حق اند وعده ای از کردان هم پیرو مسلک ایزدی هستند .
عده ای ازکردان هم پیرو آیین مسیحی وکلیمی و زردشتی اند. برخی از طوایف کرد نیز اعتقاد به وبدلیس است.
کردان عموما قبل ازاسلام زردشتی بوده اند ودر بیش تر مناطق کردستان اتشکده بوده ونام طایفه بهدینان هم گواه ان است که کردان قبل از مسلمان شدن دارای دین بهی بوده اند. در تخت سلیمان که کردان در آن ساکنند اتشکده ی آذرگشسب وجود دارد که این اتشکده هزار سال افروخته بود وان را اتش پادشاها می نامیدند.پادشاهان ساسانی کرارا پیاده به زیارت ان می رفتندو از اتش ان اتشکده ی کوچک را می افروختند .الان هم طوایف زیادی وجود دارد که بقایای دین قبل از اسلام را در خود نگهداری کرده اند مانند:یارسان ها، ایزدی ها ، شبک ها ، صارلی ها و بجوران ها که کتاب ها ی آیینی ومقدس آنها به زبان کردی است .
کردان قبل از اینکه به آیین زردشت بگروند عناصرمختلف طبیعت رامی پرستیده ،در اغاز طبیعت رامقد س دانسته ومظاهر طبیعی چون: نباتات ، ستارگان ، اسمان و عناصر چهار گانه یعنی:اب وخاک وباد و اتش و خورشید رامورد تقدیس قرار می دادند .
در کتاب دایرة المعارف اسلامی آمده است که کردان پیش ازاین که به آیین زردشت گرایش پیدا کنند خورشید،ماه،ستارگان،آب،اتش،بادوخاک راپرستش می کردند وسپس ایین زردشت را پذیرفتند.وجوداتشکده های کهن در کردستان مانند اتشکده اذرگشسب درافشارو اتشکده ی هرمزگان درشهر زورو اتشکده پاوه واقع در شهرستان پاوه واتشکده حلوان، مبین این است
که کردان زردشتی بوده اندو هنوز هم بااین که کردان مسلمان هستند برخی از راه و رسم زردشتی در میان انها رایج است ؛ازجمله سوگندخوردن به اتش و اجاق وافروختن آتش بر بلندی ها وبرگزاری جشن نوروزوسده ومهرگان.
پروفسورمینورسکی می گوید :کردان در گذشته دارای ادیان ومذاهب گوناگونی بوده اند، اگر چه اکنون اکثرآنان مسلمان وپیرومذهب شافعی اند، اما در گذ شته عده ای ازآنان ماه وخورشید وعناصر طبیعی را می پرستیدند وعدهای هم مهری بودندواکنون عده ای ازکردان ایزدی، یارسان، شبک، صارلی و زردشتی هستند. درکردستان عراق هم عده ای از کردان مسیحی و کلیمی زندگی می کنند.
کردان پس از پذیرش اسلام پیوسته نغمه های مخالف سر مثال می دادند،برای مدتی ازخوارج حمایت می کردند وکمک های که به شورشیان زنگی در بصره رسیم آذربایجان می کرده اند؛در کتب تاریخی مذکور است بنابه قول مسعودی؛کردهایی که دراذربایجان پراکنده اند جز خوارجند که به خلافت علی بن ابی طالب اعتراض داشتند؛ اما عده ای از کردان نیز مذهب شیعه را قبول کرده اند. در زمان الجایتو یک نفر در کردستان ادعای مهدویت کرد.
بازیل نیکتین می نویسد: با اینکه اکثر کردان مسلمان وپیرو مذهب شافعی هستند؛اما بسی ازطوایف در ایران به تبعیت سایر ایرانیان شیعی مذهب اند مانند: لرها، کلهرها،شادرلیها،باوه لی ها،کژه شلی ها،کلیایی ها؛سنجابی ها،لک ها؛ وعده ای ازطوایف کرد در بجنورد و گز و قوچان.
کلیه طوایف کرد در گذشته وحال در همه چیز ازجمله دین ومذهب پیرو یک ایین بوده اندو اگر اختلافی در برخی عقاید ان ها مشاهده شده است، محدود به محدودی از طوایفی بوده است که تحت تاثیر اعتقادات دینی همسایگان قرار گرفته اند.
کردان با ظهور اسلام در قرن اول هجری پس از تحمل مصایب وتلفات و خسارات زیاد سرانجام دین اسلام را پذیرفتند وبه مناسبت همجواری با اعراب مسلمان ، تابع مذهب شافعی شده اند که سپس بیش تر ایرانیان این مذهب را پذیرفتند و ان را گسترش دادند
آیین های کردی
اهل حق: پیروان اهل حق که به آنان یارسان هم می گویند فرقه ای هستند باطنی که به دونادون یاتناسخ اعتقتد دارند این فرقه را در اغاز اسلام شخصی به نام بهلول ماهی که در سال219هجری فوت کرده ،پدید اورده است او با یاران لرستانیش در کرمانشاه این مسلک را رواج داد. او ویارانش سرودهایی سروده اند که با همراهی تنبور آن ها را در کتابی به نام دوره ی بهلول جمع اوری کرده اند .
درسده ی هفتم وهشتم هجری شخصی به نام سلطان اسحاق ظهور کرد. او این مسلک را تجدید کرد وبرای همین اورا مقنن ومجدد آیین یارسان می دانند .
او ویارانش کتابی به نام سرانجام سرودند که دارای شش جز به نام های :بارگه بارگه ، دوره ی هفت وانه ، گلیم وکول ، دوره چهل تن ، دوره عابدین و خرده سرانجام است .
او یاران وپیروانش را به پانزده دسته تقسیم وبرای هر یک وظیفه ای معین کرده است که عبارتند از فرشتگان چهار گانه، هفت تن ، هفت وانه، یاران قول طاووس، هفتادو دو پیر، هفت خلیفه،هفت خادم ، هفت تنان، چهل تنان،نودو نه پیر ،شصت وشش غلام کمر زرین، هزارو یک بنده خواجه مانند ، بیور هزار بنده، بیونده بنده.
اهل حق از دو گروه تشکیل می شوند : 1.چکیده: یعنی انهای که پشت اندر پشت به اهل حق سر سپرده بوده اند. 2.چسپیده: یعنی انهای که بر اثر بیداری باطن به مسلک اهل حق گرویده اند .
اهل حق مراسم های دیگری دارند که باید برگزار کنند مانند : بنای خاندانها، انعقاد جمع، اداب ومراسم جوز شکستن، سر سپردن ، وظایف پیر ودلیل ،گرفتن سه روز روزه در سال .
اهل حق دارای یازده خاندان اند بدین گونه: شاه ابراهیمی ، بابا یادگاری، عالی قلندری، خاموشی، مصطفای ، میر سوری، حاجی با ویسی ، شاه ایازی، اتش بیگی ، بابا حیدری.
رهبران خاندان های یازده گانه را سید می گویند وسید کسی است که از فرزندان این خاندان ها باشد ویکی از وظایف سادات خواندن دعای نذر ونیاز است. این مسلک بیشتر در اذربایجان، کرند ، صحنه، کرمانشاه، پاتاق،رود هن، جاجرود ،رامین، میاندوآب، تبریز و خانقین طرفدار دارد وهمگی با سبیل های مورب در خفا به راه وروش های آیینی خود مشغولند.
طریقت نقشبندی
بیشتر کردها تابع مسلک درویشی هستند و طریقه ی نقشبندی در قرن هشتم هجری در کردستان گسترش یافت این طریقت را شیخ بهاء الدین محمد نقشبند بنیان گذار نمود. او به سال 717 هجری در دهکده ی کوشک هندوان در بخارا متولد شد وبه سال 791 هجری در باودین بخارا درگذشت. این طریقت بعدها در سراسر ممالک اسلامی گسترش پیدا کرد .
مولانا خالد نقشبندی( 1242/1913 هجری) این طریقت را در کردستان انتشار داد،و عبدالصمد تو داری می گوید طریقت نقشبندی ، در قرن هشتم هجری در کردستان وجود داشته است.
مولانا بهاءالدین مریدان بسیاری داشت که مشهورترین انها خواجه علا ءالدین عطا ، و خواجه محمد پارسا بودند طریقه ی وی به بایزید بسطامی سال 188/261 هجری می رسد واز اثار او کتابهای : دلیل العاشقین در تصوف ، حیات نامه در نصایح و مواعظ است.
طریقه نقشبندی متابعت سنت رسول الله(ص) وحفظ شریعت ودوری از بدعت است که به دو طریق انجام می شود وان طی مراحلی از که سالک با رهبری یکی از مشایخ ان را می گذراند و تحت نظر او مراتب سیر سلوک را انجام می دهد اگر سالک آداب و رسوم را از مرشد کامل فرا بگیرد به این تربیت به او روحانی گفته می شود.
در راس این طریقت شخصی وجود دارد که به او شیخ وپیرو مرشد می گویند. واین شیخ دلیل ومرشد مریدان است وهر مریدی باید سلسله طریقت وشیخی که او را در تصوف و خدا شناسی یاری می کند بشناسد.
پس از ان که مرید در محضر شیخ اعلام پشیمانی و توبه از گناه خود کرد طریقت را به وسیله ی دلیل فرا می گیرد و اگر در بجا آوردن تعالیم و احکام و دستورات مربوط به طریقت کوتاهی نکرده واستعدادی در این مورد از خود نشان داد به مرتبه خلیفه می رسد خلیفه به معنای قائم مقام شیخ می باشد وشخصی که خلیفه می شود می تواند احکام و تعالیم طریقت را به مریدان تلقین کند . اگر شخصی مدت زیادی در مقام خلیفه ماند وکرامتی از خود نشان داد به مقام و پایه شیخی می رسد و دلیل کامل شناخته می شود به دین طریقت هر شیخی با اجازه شیخ قبلی به مقام رهبری می رسد . و مشایخ این طریقت حلقه اجازه ی طریقت را به ابوبکر صدیق وعلی می رسانند.
درکردستان به پیروان طریقت نقشبندی صوفی می گویند و صوفی شدن منحصر به جنس مردان نیست، بلکه زنان هم میتوانند اجازه ی طریقت از شیخ بگیرند مشروط بر آن که مرشد خلیفه ی آنان زن باشد.
مکانی که شیخ آن مرکز خود می سازد تکیه یا خانقاه نامیده می شود. این مکان محل تجمع صوفیان است که در ان جا به ریاضتهای نفسانی و اشتغالات طریقتی خاصی ذکر می پردازند. مرید پس از مدتی آزمایش به جرگه ی اخوت صوفیان راه یافته و پذیرفته می شود و در این موقع شخصی به مرید خرقه می پوشاند . صوفی باید این خرقه را مادام العمر بر تن داشته باشد مریدان اراده خود را نادیده انگاشته و مطیع خاص شیخ خود می شوند و مریدان در محضر شیخ به گناهان خود اعتراف و در برابر او توبه می کنند.
پیروان طریقت نقش بندی، عرفان و وصول به حق را در تفکر وسکوت می دانند و از قید و قال و رقص پرهیز می کنند و معتقدند: فکر کردن بهتر از عبادت است.
صوفیان شبهای جمعه در خانقاه جمع می شند و به هنگام ذکر و زانو حلقه وار می نشینند و چشم ها را می بندند مدتی در تفکر فرو می روند، لب فرومیبندند و در شیخ فنا می شوند. این حالت را به اصطلاح رابطه می گویند زیرا به این وسیله با شیخ خود رابطه برقرار می کنند. و پس از ان شیخ هر کس را نیازمند ارشاد بداند در نظر گرفته و دو زانو در برابرش می نشیند و قلب خود را متوجه او می سازد و به عبارت دیگر به تعلیمات روحی او می پردازد و این عمل را توجه نامند اگر توجه موثر باشد مرید مرتعش شده و گاهی از خود بی خود می شود ضجه می زند و این حالت را جذ ب گویند .
بازیل نیکیتین می نویسد : از میان شیوخ نقشبندی شایسته است به نام مولانا خالد نقش بندی اشاره کنیم بی آنکه دارای نقشی سیاسی بوده باشد . او نفوذ معنوی فوق العاده ای در میان مریدان خود داشته است و این مرد که از اهالی شهرزور بوده، پس از تعلیم علوم اسلامی در سلیمانیه به تدریس پرداخت و شبی شیخ عبدالله دهلوی را در خواب دید سپس به خدمت شیخ عبدالله رفت و پس از مدتی ریاضت از او خرقه گرفت و سپس به شهر زور بازگشت و به ارشاد مردم پرداخت . وی به شام رفت و مردم آنجا را هم ارشاد کرد و در همان جا وفات یافت.مرقدش در صالحیه از قصبات دمشق است.
طریقت قادری
طریقت قادری منسوب به شیخ عبدالقادر گیلانی است که به قطب اعظم و غوث گیلانی معرف می باشد. و این طریقت در آغاز در منطقه زهاب انتشار یافت و اکنون این طریقه در بیشتر شهر ها و روستاهای کوردستان در بین ایالات و عشایر کورد گسترش یافته .نخستین کسی که به این طریقت توسعه داد ، سید اسماعیل قازانقایی 1103- 000 بود که ابتدا به بغداد رفت و در سلک طریقه ی قادریه درامد . بعد از مراجعت در ده قازانقایه اقامت گزید و مردم کوردستان از او پیروی کردند. شیخ معروف نودهی 1166-1254 ه.ق هم از مشایخ این طریق است او طریقه ی قادری را از شیخ علی دولبمو اخذ کرد و سرار زندگی اش را به گسترش این طریق و تدریس و تألیف و ارشاد مردم به سر برد .
کسی که بخواهد درویش قادری بشود باید دو زانو در برابر شیخ بنشیند و دست راست خود را در دست شیخ بگذارد و نخست باید توجه کند و در برابر شیخ پیمان ببندد که مرتکب گناه نشود. و ان چه را شیخ صلاح بداند انجام بدهد و مرید باید در اغاز نام خدا و پیامبر و سلسله ی مشایخ را ذکر کند.با مردم به عدل و داد و انصاف رفتار کند. به کسی ستم نکند و کسی را نیازارد و موی سرش را نتراشد و همیشه پاک و پاکیزه باشد و بعد از بیعت باید سه روز روزه بگیرد و هشتاد هزار بار (لا اله الا الله ) بگوید و بعد از هر نماز صد بار (استغفر الله) بر زبان بیاورد .
پیروان طریقت قادری مراسم خود را با شکوه و با حضور عده ی زیادی از مشاهدین انجام میدهند . اتباع این طریقت وصول به حق و درک حقیقت و صفای روح را در قیل وقال و سماع و جنبش و رقص می دانند و عقیده دارند لذت جسم موجب شادمانی روح می شود به همین دلیل در مجالس خود با حضور مرشد د ف می زنند و با آهنگ مخصوصی سر و گردن خود را ابتدا آهسته و به تدریج سریعتر حرکت می دهند و تا اخرین سرعت توانایی این عمل را تکرار می کنند . و این گفتار و حرکات را ذکر می گویند. بعد از آنکه چندین ساعت به این وضعیت ادامه دادند حال پیدا می کنند. و حال به معنی و سرور و شعف عرفانی است. درویش در این موقع بیخود می شود که گویا از وادی باده ی وحدت سرمست شده و انواع و اقسام رفتار خارق العاده از خود نشان میدهند سیخ و خنجر به گلو و شکم و چانه و زبان فرو می کند و این حرکات واقعآ سرسام آور و عجیب است.
پروفسور مینورسکی می نویسد: دوست من د.د.بیلیائیف یکی از این شیوخ قادریه را دیده و پیروان وی بعد از آنکه به مرحلهی حال رسیدند ، شروع به پریدن و به دور خود چرخیدن و سر به دیوار کوبیدن کردند . این منظره ی ترسناک باعث ان شد که یکی از اروپائیان همراه ما از شیخ استدعا نمود که پیروان خود را آرام کند.
در کردستان تهنا دو خاندان مهم شیوخ بوده اند و هر دو با طریقت قادری پیوند داشتند . این دو خاندان عبارت اند از خانداند های برزنجی و شهری و ظاهری .برزنجی ها از همه بیشتر طریقت قادری را در کوردستان گسترش دادند ، شیخ عیسی و شیخ موسی پسران بابا علی همدانی در قرن هشتم ه.ق از همدان به شهرزور آمدند و در روستای برزنجه رحل اقامت افکندند . این دو برادر طریقت قادری را در کردستان جنوبی رواج دادند و سادات نهری دعوی نسب از شیخ عبدالقادر گیلانی دارند .به همین علت انان را گیلانی زاده گویند . برخی از برزنجی ها هم گاه چنین اداعاهایی را پیش می کشند.هر دو خاندان مدعی سیادت هستند .
قادری ها هفته ای دو بار در شب های سه شنبه و جمعه برای برگزاری مجلس در محل تجمع خود خانقاه یا تکیه جمع می شوند. در اطراف شهر مهاباد دو خانقاه قادری وجود دارد یکی مخصوص مریدان شیخ عبدالکریم کپچنه و دیگری مخصوص مریدان اعقاب شیخ بابای غوث آباد و تنها در موارد خاص نظیر دیدار شیخی از شهری دیگر دراویش از خانقاهای یکدیگر دیدار می کنند. از آنجا که هر دو شیخ در جاهای دیگر مقیم اند آینه ها و تشریفات مربوط توسط نوابشان یعنی خلیفه ها به انجام می رسند.
مجالس ذکر قادری در شهرهای مهاباد و سنندج و بانه همه کم و بیش از الگویی واحد پیروی می کنند و طی ذکر معمولآ تعدادی از چراغ ها را خاموش می کنند. این این عمل شاید وصول به حالت جذبه را تسهیل نماید.اگر چه این جذبه بسیار بی ریا باشد و معمولآ دراویش مراقبت می کنند تا آنجا که می توانند پیش از وقت با سر دادن فریاد توجه دیران را به حرکات خود جلب کنند. مهمترین فرد حاضرمجلس خلیفه است و خلیفه مواظب است که درویش ها آسیبی به خود نرسانند . دراویش بر این باورند که کرامت شیخ انها را از گزند و آسیب حفظ می کند .
جشن ها و اعیاد
جشن ها و اعیاد در کردستان دوقسمت هستند: ملی و مذهبی . اصولآ جشن پدیده ای است اجتماعی و فرهنگی که از آغاز تشکیل اجتماعات انسانی در هر زمانی به هر شکل و صورتی در زندگی مردم جای ویژه ای داشته است . جنش ها اتحاد و همبستگی مردم را فراهم می اورند ، چنان که کوردها در کوردستان برای باریدن باران و سرسبزی کشتزارها جشنی دارند و در میان طویف کورد جشنهای زیادی معمول بوده که برخی ازانها عبارتند از :سورانه ی سمنی ، سورانه ی قرشیلان، سورانه ی رزبران.
کردها جشن ها را هر چه با شکوه تر برگزار می کنند از جمله ی این جشن ها :جشن قربان ، جشن رمضان، جشن مولود پیامبر مکرم اسلام ، جشن شب معراج، جشن برات یا نیمه ی شعبان و جشن نوروز. در این جشن ها آداب و رسوم مخصوصی رعایت می کنند. برای مثال در شب معراج مردم در مسجد گرد می آیند و یکی از روحانیون معراج نامه را با آهنگ مخصوصی می خواند. در فواصل اشعار عربی و کوردی در مدح پیامبر و پیشوایان دینی همراه با آهنگ دف و دایره خوانده می شود . در جشن مولود پیامبر مولود نامه می خوانند و چای و شربت و شیرینی پخش می کنند.
جشن نوروز کهن ترین و بزرگترین جشن کوردان است که همه ساله در اغاز فروردین ماه به هنگام تحویل افتاب به برج حمل باشکوه فراوان برگزار می شود. در این روز زن و مرد ، دختر و پسر پیر و جوان در کنار چشمه سارها و جویبارها جمع می شون و به رقص و پایکوبی می پردازند و شادمانی می کنند . پیدایش این جشن بنا به کتاب سرانجام که یکی از کتاب های مقدس یارسان است ، برای آفریده شدن ادمیان است که پایان دوره های افرینش و هنگام نماز ونیایش به درگاه افزیننده جهان می باشد . در ان از شش گاه سا ل یاد می کند که که هر گاهی یکی از افریده های ایزدی پدید امده که ان را در گویش گورانی گاسنبار خوانند یعنی گاه های بار و بردار.
در افسانه های کردی منشأ این جشن را به کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی نسبت می دهند. او در کوهستان های رواندز با اهریمن جنگید و بر او پیروز شد،به این مناسبت ان را جشن نوروز نام گذاری کردند .
افسانه دیگر کردی منشأ نوروز را روز پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک می داند که مقارن بوده است با ایام جشن نوروز . در این موقع نیزبه مناسبت چیره شدن کاوه بر ضحاک تازی همانند پیروزی کیومرث بر اهریمن بر بالای کوه ها اتش افروختند .این رسم ورسوم همچنان در کردستان باقی مانده است.
درجشن نوروز هر کس برای دوستانش هدیه وشیرینی می فرستد وبه نام نوروزانه در صبح نوروز هدیه می فرستند . در برخی از نقاط کردستان نوروزانه را در اخرین روز اسفند و غالبآ در هنگام شب به همدیگر می دهند. از مراسم دیگر روزهای نوروز رسم اتش افروزی است به رقص و پایکوبی و دست افشانی می پردازند .
کردها نخستین روز جشن نوروز را به دید و بازدید می گذرانند و به همدیگر شادباش گویند و همدیگر را می بوسند. شیرینیهای گوناکونی بر خوانی می چینند و سبزی و گندم و کنجد را هم که در پیش آماده کرده اند در میان خوانی می گذارند ، تا بازدید کننده گان از شیرینی ها بخورند . در روزهای جشن مردم پس از ظهر به بیابان ها و دشت ها می روند و به پایکوبی و اسب سواری و بازیهای گوناگون می پردازند .
روز سیزدهم نوروز ،کردان به دشت و دامن می روند و ظرفی را پر از آب می کنند ،با شادمانی به خانه می روند و این آب را مقدس می شمارند. اعضای خامواده یک یک از آن آب می نوشند . در این روز کسانی که صدای خوبی دارندف می آیند و برای مردم ترانه می خوانند. همه ی مردم آرزو دارند که روز 13 آفتابی باشد تا بتوانند از مرغزارها و چمن ها و لاله زارها و دشت های سبز و خرم دید ن کنند . هنگام بامداد سماور و قوری و استکان با خود برمی دارند و روی به دشت و باغ و راغ می کنند در انجا ها به شادمانی می پردازند و تا فرونشستن آفتاب به شادی می پردازند و شب بر میگردند.
منابع
1. ادیان باستانی ایران ،فاروق صفی زاده ،1385،تهران،اوحدی
2. پژوهشی درباره ی دین های ایرانی
3. تاریخ تحلیلی کرد و کردستان
4. ادیان باستانی کرد
نوشته شده توسط امید اداک در شنبه بیست و هفتم آذر 1389 ساعت 9:26 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
عشق + عبرت
وب سایت رسمی روستایی بانه وره
دانلو mp3 قران کریم (یاسین کریمی)
ابراهيم حسين زاده
زهرا..اندکی تامل
پیوندهای روزانه
دنیای اقتصاد
جشنواره های ادبی ایران
وضعیت مدیریت اجرایی در ایران
پیری زاده مدیریت اجرایی
مدیریت اجرایی
دانش مسایل روز
اجرایی
عروس زاگروس
خوشه ویستی کوردستان
ژیوای
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY